خواستم چیزی بنویسم که تمام حسم را انتقال بدهد ولی
هیج چیزی بهتر از این
دو کلمه نیافتم
درد دارم
برچسب:
نویسنده: امیر کمالی
درمانی میخواهم از جنس
خود
خود
تو
پ.ن آخه درد بی درمان گرفته دلم
برچسب:
نویسنده: امیر کمالی
خواستم بگم
خدایا بامرام لوطی
شکرت
ولی گفتم شاید فکر کنی تیکه میندازم
برچسب:
نویسنده: امیر کمالی
دلم را کارتن پیچ کرده ام
محکم محکم
بسته ام
اما دیگه لازم نیست بنویسم :
شکستنی با احتیاط حمل شود
برچسب:
نویسنده: امیر کمالی
دلم یه کلبه میخواد
یه کلبه چوبی کنار دریا
شایدم وسط جنگل
صدای جیرجیرکها
بوی بارون
بوی چوب خیس خورده
دلم یه دنیا سکوت میخواد
با یه جرعه آرامش
برچسب:
نویسنده: امیر کمالی
نوشت بدبینی: خواندم دلداگی ، دیوانگی ، زودرنجی
اعتراف:
من با مرگم از عشق تو کنار نمی کشم چرا که عشق تو تنها با جانم نیامیخته تا مرگ پایانش باشد
عشق ابدی من تو با جان و روحم یکی هستی مرگ برایم پایان عشق تو نیست
برچسب:
نویسنده: امیر کمالی
برچسب:
نویسنده: امیر کمالی